خرید بک لینک
بیا به چیزهای خوب فکر کنیم، به گرمی، به لذت، به لبخند، به طلوع خورشید، به خنکی نسیم صبحگاهی، به مرباهای خونگی تو یخچال، به میوههای تازه، به پیچک تو پنجره، به گل کاکتوس، به ریحونهای توی ظرفشور، به پای سیب توی فر، به گلهای پارچه رو میز ناهارخوری، به نیمروهای عسلی قلبی، به عطر قهوه دمکرده، به ش

برچسب: نویسنده: بهراد نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 1:49

صبح از سر و صدای بابا و مامان، سر چیدن و نچیدن تمام ریحون های باغچه بیدار شدم. یاد دیشب افتادم واقعا هوا خنک و خوب بود. بالاخره توافق کردند ریحونها رو بچینند. کش و قوسی کردم و از تخت پریدم پایین و دست و رو نشسته! بهشون ملحق شدم. در خنکی صبح تو حیاط باهم ریحون ها را پاک کردیم و بعد اومدیم داخل خ

برچسب: نویسنده: بهراد نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 1:49

نگاه کردن به آسمان آرامش بخشه...خنک، سیال، شاد؛ جزو کدام دسته از آدم های اطراف منید، آنهایی که متوجه گذر ابرها میشوند یا آنهایی که علاوه بر آن متوجه گذر زمین و گاهی غلبه آن میشوند؟ امروز بعد از نماز صبح مثل روز قبل نتوانستم بخوابم. تمام اعضا خانواده استراحت میکنند اما من چایی با ترکیب مخصوص

برچسب: نویسنده: بهراد نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 15:30

رو به روی آینه ایستاده بودم و موهایم را با برس شانه میزدم. به چشمهای خودم زل زده بودم و غم دلم را درش میدیدم. موهایم را بالای سرم محکم جمع کردم و کش را دورش پیچیدم؛ حس کردم این کش را دور گردنم محکم میکنم. دلم دل دل میزد. دلم کسی را میخواست که موهایم را شانه بزند، ببافد؛ موهایم را ... . تا به ح

برچسب: نویسنده: بهراد نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 15:30

نگاهی به ستاره شمال دم غروب که از بین پرده پنجره پیدا بود، کرد و آخرین دانه بادام را روی فرنی گذاشت. طرح روی فرنی به او لبخند ملیحی به شیرینی و نرمی خودش میزد؛ غنچههای گل سرخ و خلال پسته و بادام در ظرف سفالی با لعاب لاجوردی. قوری را برداشت و زیر شیر سماور نگه داشت. عطر چای سیاه شمال و چای سبز و ر

برچسب: نویسنده: بهراد نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 6:03

دست پر از شهر کتاب برگشته و کمی جور معدهام رو کشیدهام. پاهایم روی نیمکت آهنی خوابگاه استراحت میکنند و چشمهایم خودشان رو مهمان تماشای رنگ سبز درختان کردهاند. موهایم نمدار اند و خودشان را به دست نسیم سپردهاند. دلم هم راضی ست.


آلیس. بهار ۹۶. ترم ۴

برچسب: نویسنده: بهراد نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 6:03

چندین سال قبل من دستیاری در مطب داشتم که از کارش خیلی راضی بودم. بسیار تر و فرز بود. گیرایی بالایی داشت و نیاز نبود حرف را دوبار و چند بار برایش تکرار کنی. همهٔ کارهایش را به موقع و سر وقت انجام میداد. خلاصه حضور ایشان در مطب دندانپزشکی مورد عجیبی به شمار میآمد؛ چراکه وجود چنین همکار واقعاً همکا

برچسب: نویسنده: بهراد نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 6:03

در چند روز گذشته، تنها برای چند ساعت خوابیدم. فشردگی و حجم نسبتا زیاد امتحانات و دیگر مشغلههام منتهی به این سوال جدی شدند که بیست و چهار ساعت برای یک شبانه روز واقعا کم نیست؟ اما خب میگذره و به زودی زمانی فرامیرسه که به نتیجه عکسش میرسم. گرمی هوا، خستگی بعد از امتحان، بیخوابیهای چند روز

برچسب: نویسنده: بهراد نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 6:03

صفحه بندی